محل تبلیغات شما



وسط تحویل، به این فکر میکنی قراره بعدا چی بشه؟

هیچوقت نفهمیدم کدوم قسمت زندگی مهمتره! درس بخونم که به یه درجه علمی برسم؟ کار کنم که به یه موقعیت خوب اجتماعی برسم؟ در شرایطی که فکر میکنم باید صبر کنم یا نه؟ کی چی درسته؟ که آینده چی میشه؟ کی میدونه خوب من چیه؟ کی میدونه باید چیکار کنم؟ وقتی احساسم با عقل و منطقم یکی نیس! وقتی به یه نتیجه میرسم که خودم قبولش ندارم! که دلم نمیخواد قبولش داشته باشم! میتونم تشخیص بدم درست چیه! نمیتونم ولی درست عمل کنم. من از اول زندگی فقط نظریه ساختم! چرا یاد نگرفتم عمل کنم؟ چرا از عمل کردن میترسم؟ چرا زندگیم تحت تاثیر همه چیزیه که دنیا میخواد بهم تحمیل کنه؟ من نمیخوام بازیچه باشم! نمیخوام یکی دیگه برام تصمیم بگیره! من کجای این زندگی ام؟ من کجام؟


تو این روزا که همه نگرانیشون کروناس، دوست داشتم یکی بود که غیر از خودم که به این فکر میکرد الان وضعیت دندون من چی میشه و پس دیگه کی باید برم دندون پزشکی. باهام حرف میزد و بهم اطمینان میداد که چیزی نمیشه.
امروز بعد از ظهر یه اتفاق خاص افتاد. مامان داشت با داداشم حرف میزد درباره مشغله ذهنی و این چیزا و گفتم پس من که فیلم نگاه میکنم تا یکم تو ارامش باشم نباید بخاطرش سرزنش بشم. جوابی که گرفتم قابلیت ایجاد یسری ارزوی پوچ رو داشت. گفتن تو چه مشغله ذهنی ای داری؟ نه شوهری نه بچه ای! گفتم فکر میکنین همه چی شوهر و بچس؟ و در حالیکه گریم گرفته بود و اعصابم به هم ریخته بود و باید سعی میکردم خودمو جمع و جور کنم، فکر میکردم اگه همه چی این دو تا بود چقدر همه چیز اسون تر

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کتابخانه عمومی فردوسی هلیلان : velayat-gharchak